زندگی ارسطو: ارسطو در سال 384 ق.م در استاگیری باستانی از شهرهای مقدونیه یونان به دینا آمد. پدر ارسطو پزشک مخصوص پادشاه مقدونیه، جد اسکندر کبیر بود. ارسطو در جوانی پدرش را از دست داد و نزد عمویش پرورش یافت.
ستایش او را که آفتاب هستی است و به تن خاکی ما جان بخشیده و باران لطف و کرمش سیراب کننده تشنگان آب حیات است، آنکه دل تنها به یاد او آرام می گیرد. بر آنم که در فرصت کوتاه شکفتن در این باغ تا هنگام از نو سبز شدنش از شور و شوق عشقی بگویم که او در نهاد ما نهاده، همان سری که خدایی است و در دهان عام افتاده و عالم گیر شده و از ژرفای وجودم تمنای آن دارم که از روشنی و گرمی خویش ذره ای بر وجودم بتاباند تا آفتاب هدیه کنم .
با دیدن فیلم رمز داوینچی بیشتر به اثر گذار بودن پذیرفته شدن امری به عنوان واقعیت از سوی بازیگران صحنه اجتماع پی بردم. واقعیت هایی که ما در اطراف خود به صورتی بسیار بدیهی در نظر می گیریم امکان دارد که خطا ترین برداشت از واقعیت های پیرامون ما باشد و برعکس.
چند وقتی بود که درباره مفهوم ساخت اجتماعی واقعیت فکر می کردم. آنچه که یک کوچ نشین از واقعیت های پیرامونش در می یابد، آنچه که یک شهر نشین در زندگی شهری به عنوان واقعیت روزمره درک می کند. آنچه دیروز جزئی از واقعیت بود اما امروز چیزدیگری واقعیت تلقی می شود. این واقعیت ها چگونه ساخته می شود؟
در کوهپایه های سبلان در سکوت و آرامشی وصف ناشدنی، مشرف به کومه های عشایر نشسته بودیم. چشمانم در برابر منظره ای فوق العاده خیال انگیز بود و درگوش هایم صدای باد و آواز های محلی چوپان های شاهسون بود.
مقاله استاد فاضلی در مورد جامعه شناسی عکاسی یکی از مقاله های جالبی بود که در باب عکاسی خوانده ام. در این مقاله بیشتر به ابعاد اجتماعی و فرهنگی عکاسی پرداخته می شود. و به مسائلی که مغفول مانده اند و تا به حال در مورد آنها کار نشده است اشاره می کنند.