ستایش او را که آفتاب هستی است و به تن خاکی ما جان بخشیده و باران لطف و کرمش سیراب کننده تشنگان آب حیات است، آنکه دل تنها به یاد او آرام می گیرد. بر آنم که در فرصت کوتاه شکفتن در این باغ تا هنگام از نو سبز شدنش از شور و شوق عشقی بگویم که او در نهاد ما نهاده، همان سری که خدایی است و در دهان عام افتاده و عالم گیر شده و از ژرفای وجودم تمنای آن دارم که از روشنی و گرمی خویش ذره ای بر وجودم بتاباند تا آفتاب هدیه کنم .

Content Slider 1

نشان دل

رمز داوینچی و ساخت واقعیت اجتماعی

ساخت اجتماعی واقعیت

سکوت و آرامش در دامنه های سبلان

عکاسی یعنی اندیشیدن با دوربین

وب نوشت های صالح طوفانیان