ستایش او را که آفتاب هستی است و به تن خاکی ما جان بخشیده و باران لطف و کرمش سیراب کننده تشنگان آب حیات است، آنکه دل تنها به یاد او آرام می گیرد. بر آنم که در فرصت کوتاه شکفتن در این باغ تا هنگام از نو سبز شدنش از شور و شوق عشقی بگویم که او در نهاد ما نهاده، همان سری که خدایی است و در دهان عام افتاده و عالم گیر شده و از ژرفای وجودم تمنای آن دارم که از روشنی و گرمی خویش ذره ای بر وجودم بتاباند تا آفتاب هدیه کنم .

Content Slider 1

قمار او

کسی که مثل هیچ کس نیست

دل ساده شو

شب یلدا

زنده رود

وب نوشت های صالح طوفانیان